کاش ادبیات کودک تابع مُد بود

به گزارش وبلاگ چین لحظه آخری، تهران (پانا) - به گفته محمدرضا شمس متاسفانه در ادبیات کودک و نوجوان ما جسارت لازم برای تغییر وجود ندارد و نویسندگان ما مثل بازیگری که در یک نقش جا افتاده است فقط از یک سبک و سیاق تبعیت می نمایند؛ این جاست که باید گفت کاش تبعیت از مُد در ادبیات کودک وجود داشت.

کاش ادبیات کودک تابع مُد بود

به گزارش ایسنا، این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان درباره تبعیت ادبیات از م ُد اظهار کرد: پیروی از مد در ادبیات به خودی خود بحران زا نیست. این موضوع وقتی بحران زا خواهد شد که تبعیت جای خود را به تقلید بدهد. ادبیات یک مقوله جهانی است و هر جنبش یا جریان ادبی که در کشوری شکل بگیرد خواه ناخواه تاثیر خود را بر ادبیات سایر کشورها هم خواهد گذاشت. ادبیات پویاست، و جنگ، بیماری و خشکسالی نمی تواند مانع سیر تکوینی آن گردد. مکتب ها و گونه های ادبی با توجه به احتیاجهای جامعه و با پیدایش بسترهای مناسب اجتماعی، سیاسی، مالی و فرهنگی شکل می گیرند. خردگرایی افراطی کلاسیسم جای خود را به خیال گرایی شاعرانه رمانتیک می دهد و رمانتیسم احساساتی با افراط در خیال گرایی فردی جای خود را به رئالیسم می دهد و از دل رئالیسم، ناتورالیسم پدید می آید و ادبیات همین طور به سیر تکوینی خود ادامه می دهد.

او افزود: تبعیت از مد و مدگرایی در ادبیات اگر بر اساس احتیاج باشد، اگر با دانش و آگاهی همراه باشد، نه تنها مضر نیست ، سودمند هم هست، چرا که به رشد نویسنده و ادبیات یاری می نماید. استفاده از گونه های مختلف ادبی توانایی نویسنده را بالا می برد، ظرفیت ادبیات را گسترش می دهد و کتاب ها را از تک صدایی شدن درمی آورد.

شمس سپس اظهار داشت: این که نویسندگان دنبال جریانی تازه باشند، این که تمام داستان های شان را به یک سبک و سیاق ننویسند، این که از فرم ها و قالب های تازه استفاده نمایند خوب است، اما همان طور که گفتم به شرطی که احتیاجش را احساس نمایند و دانش، آگاهی و توانایی اش را هم داشته باشند. نیما این احتیاج را احساس کرد، دانش و آگاهی و توانایی و جسارتش را هم داشت و شعر نو به وجود آمد و روح تازه ای در کالبد شعر دمیده شد.

او گفت: متاسفانه در ادبیات کودک و نوجوان ما جسارت لازم برای تغییر وجود ندارد. نویسندگان ما مثل بازیگری که در یک نقش جا افتاده است فقط از یک سبک و سیاق تبعیت می نمایند. آن ها مثل کارمندانی هستند که به حقوق ماهانه شان وابسته اند و از ریسک کردن می ترسند. مثل رانندگانی هستند که فقط با یک دنده حرکت می نمایند و جسارت استفاده از دنده های دیگر را ندارند. برای همین بیشتر کارها شبیه هم است. در ادبیات بچه ها تبعیت از مد دیده نمی گردد و گونه های مختلف ادبی تجربه نمی گردد. نویسندگان این حوزه به آن چه دارند قانع هستند؛ یک فانتزی حیوانی ساده با چاشنی پند و اندرز، یا داستانی واقع گرا بدون پیچیدگی و با محتوای اخلاقی.

این نویسنده در ادامه اظهار داشت: در این جاست که باید گفت کاش تبعیت از مد در ادبیات کودک وجود داشت. بیشتر نویسندگان این حوزه روایت کردن را بلدند، اما چگونه روایت کردن را بلد نیستند. چگونه روایت کردن یعنی هر داستانی با توجه به ساختارش باید فرم و قالب خاص خود را داشته باشد. همه داستان ها را نمی توان با یک فرم و قالب نوشت. در ادبیات بزرگسال اما تبعیت از مد گاهی به حد افراط می رسد؛ مثلا در پیروی از پیچیدگی نویسی، چنان داستان های پیچیده ای می نویسند که خودشان هم از درک آن عاجز می مانند چه رسد به مخاطب بخت برگشته. و یا گاهی چنان در فرم گرایی غرق می شوند که فراموش می نمایند در کجا زندگی می نمایند و برای چه کسانی می نویسند.

محمدرضا شمس همچنین گفت: انسان یک موجود اجتماعی است، موجودی که با همنوعان خود در تعامل است و طبیعی است که تاثیرپذیر باشد و از مد تبعیت کند، اما این تبعیت باید تابع احتیاجهای جامعه باشد. باید بستر لازم برایش مهیا گردد. باید در فرهنگ بومی ما جا بیفتد، باید بومی سازی گردد تا بتواند صندلی خود را بیابد. رئالیسم جادویی اگر در برهه ای از زمان سروصدا به پا می نماید، جهانی می گردد و هواداران زیادی پیدا می نماید دقیقا به خاطر آن است که از دل کشورهای آمریکای جنوبی بیرون آمده و بومی آن کشورهاست. از باورها و آداب و رسوم و سنن و اساطیر و افسانه های آن کشورها نشات گرفته است و برای همین به دل می نشیند و مخاطب پسند می گردد. اگر قرار است نویسندگان ایرانی از این جریان استفاده نمایند و به این شیوه بنویسند باید از فرهنگ و آداب و رسوم و سنن ایرانی استفاده نمایند. باید آن را بومی سازی نمایند وگرنه با نبود استقبال مخاطب روبه رو خواهند شد.

منبع: خبرگزاری پانا

به "کاش ادبیات کودک تابع مُد بود" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "کاش ادبیات کودک تابع مُد بود"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید