حسین کعبی؛ داستان قلیان، کارت قرمز و سکه

به گزارش وبلاگ چین لحظه آخری، روزنامه شرق: حسین کعبی بعد از حدود 20 سال حضور مستمر در فوتبال، از این رشته ورزشی به طور رسمی خداحافظی کرد. دفاع راست سابق تیم ملی ایران که همه او را با سرعت و ریزنقشی خاصش می شناختند، چند سال آخر فوتبال خود را بدون حاشیه در سپیدرود ادامه داد و خیلی بی سرصدا از فوتبال رفت.

حسین کعبی؛ داستان قلیان، کارت قرمز و سکه

از بازماندگان نسل 2002 فوتبال ایران، دلخور از بسیاری بی معرفتی ها کنار رفت تا حالا به عنوان دستیار در کنار علی کریمی، مربیگری در سپیدرود را تجربه کند. کعبی از بسیاری از اهالی فوتبال گله کرد که رسم معرفت را به جا نیاوردند و او را متهم به مسائلی کردند که هیچ وقت حقش نبود.

حواشی ابتدای فصل در سپیدرود و خاطرات تلخ و شیرین دوران فوتبال او نکاتی است که در این مصاحبه بازگو شده است.

آقای کعبی، خیلی بی سروصدا از فوتبال خداحافظی کردید.

من با صحبت هایی که با علی کریمی و سایر بزرگان فوتبال داشتم تصمیم گرفتم جای خود را به بازیکن جوان در پست خودم بدهم تا هم کسب تجربه کند و هم اینکه برای تیم مفیدتر باشد. ضمن اینکه باعث افتخارم است که در کنار علی کریمی مربیگری کنم.

من به مردم رشت و طرفداران سپیدرود مدیون هستم، چراکه حدود دو سال از فوتبال دور بودم، اما همین مردم از من حمایت کردند و باعث شدند دوباره به این رشته برگردم و دلشان را شاد کنم.

اگر مردم نبودند شاید نمی توانستم به فوتبال برگردم. خوشحالم که توان بدنی بالایی داشتم و در اوج از فوتبال خداحافظی کردم. هر پیراهنی بر تنم بود کم فروشی نکردم و از این بابت احساس رضایت دارم که سرم را راحت روی بالش می گذارم.

بسیاری عقیده دارند علی کریمی با پذیرفتن مربیگری مجدد در سپیدرود اشتباه بزرگی را مرتکب شد. چون این تیم ابتدای فصل بد بسته شد و چند بازیکن تأثیرگذار هم جدا شدند. کریمی وقتی این شرایط را می دانست به نظر شما اگر از اواسط فصل مربیگری این تیم را قبول نمی کرد بهتر نبود؟ چون الان طرفداران سپیدرود در هر صورت نگران سقوط این تیم به دسته یک هستند.

مطمئن باشید سپیدرود در لیگ برتر می ماند. علی کریمی کارش را بلد است و مثل فصل پیش تیم را در لیگ برتر نگه می دارد. حق رشتی ها است که در لیگ برتر نماینده داشته باشند و کوشش ما این است که این تیم بهتر از قبل کار کند.

متأسفانه ابتدای فصل، آقایان آمدند تا تیم را برای افتادن به دسته یک ببندند. فقط به فکر خودشان بودند و قرارداد 800 میلیون تومانی را گرفتند و در سه مسابقه 10 گل خوردند و به مردم بی احترامی کردند و رفتند. شما می دانید چه کسی را می گویم.

همان کسی که در راهروی فدراسیون فوتبال قرارداد بست. من کاپیتان تیم بودم و به دلیل اینکه شرایط تیم به هم نریزد مصاحبه نکردم، چون این طور برداشت می شد که قصد تخریب تیم را دارم. همان شخصی که با کراوات با این مربی قرارداد بست، دو فصل پیش باعث سقوط نفت تهران شد.

من از کسی ترس ندارم و حرفم را می زنم و اجازه نمی دهم با آبروی طرفداران سپیدرود بازی گردد. مربی ای که من را از تیم اخراج کرد خودش دید که همین مردم خواهان بازگشت من شدند و دوباره با بازوبند کاپیتانی برگشتم.

کلا دل پری دارید

بله به این دلیل که در حق من خیلی ظلم شد. همین اواخر به خاطر بدهی چهار میلیون تومانی احضار شدم و رسانه ها تیتر زدند به دلیل حضور در پارتی یا کشیدن قلیان دادگاهی شده است!

درصورتی که این چهار میلیون بدهی من بابت کارت قرمزی بود که در یک مسابقه گرفته بودم و این جریمه، چون به باشگاه ابلاغ نشده بود، طبیعتا من هم اطلاعی نداشتم. سر قضیه محسن مسلمان، اسم من را آوردند و به راحتی با آبروی من بازی کردند.

شما مدت کوتاهی در پرسپولیس بازی کردید، اما طرفداران خاطره خیلی خوبی از شما دارند و مثل یک پیش کسوت پرسپولیس با شما برخورد می نمایند.

از افتخارات بزرگ ورزشی من حضور در پرسپولیس بود. با اینکه دوران کوتاهی با پیراهن این تیم داشتم، اما پیروز شدیم به قهرمانی برسیم. من تمایل داشتم تا سالیان سال در این تیم بمانم، اما مدیرعامل وقت، دروغ گفت و از این تیم جدا شدم.

برای قهرمانی دو سکه به بازیکن پاداش تعلق می گرفت. به ما بازیکنان ملی پوش گفته شد بعد از اردوی تیم ملی این پاداش ها را خواهید گرفت، اما وقتی از اردوی تیم ملی برگشتیم خیلی راحت گفتند سکه ها تمام شد و به بقیه رسید! من محتاج دو سکه نبودم، اما آن قدر از دروغ بدم می آید که فردا صبح به سایپا رفتم و با این تیم قرارداد بستم.

طرفداران پرسپولیس می دانند چقدر این تیم را دوست دارم و اگر دقت نموده باشید زمان بازی های این تیم که من در تیم مقابل هستم کل صندلی ها حسین کعبی را تشویق می نمایند، چون می دانند من اهل چاپلوسی و دروغ نیستم و با جان و دل برایشان بازی کردم.

بهترین خاطرات فوتبالی شما در تیم ملی و باشگاهی چیست؟

بهترین خاطره باشگاهی من پوشیدن پیراهن پرسپولیس و سپیدرود است. همواره به طرفداران این تیم مدیون هستم. قهرمانی با پرسپولیس همواره در یاد من خواهد ماند.

بهترین خاطره ملی هم مسابقه با پرتغال در جام جهانی 2006 و بازی مرحله یک چهارم پایانی جام ملت های 2004 مقابل کره جنوبی و پاس گلی است که به کریمی دادم. من مقابل پرتغال خیلی خوب بازی کردم، اما خب فقط تقابلم با فیگو پررنگ شد.

ظاهرا دل خوشی از فولادی ها هم ندارید؟

بله! به این دلیل که من سال ها برای این تیم زحمت کشیدم، اما دریغ از یک تشکر یا بیانیه. من محتاج قدردانی یا تشکر هیچ کس نیستم، اما ادب و احترام حکم می کرد قدردان بازیکنان قدیمی این تیم باشند.

نسل طلایی فولاد با ناجی بداوی، ایمان مبعلی، میرزاپور و من و سایر بچه ها این تیم را در لیگ برتر قهرمان کرد، با این حال وقتی من از فوتبال کنار رفتم یک نفر تماس نگرفت.

15 سال برای تیم ملی زحمت کشیدم و 94 بازی ملی دارم، اما در فدراسیون فوتبال یک نفر پیدا نشد تشکر کند حداقل بابت زحماتی که کشیده شد. افشین قطبی که سرمربی فولاد شد در مراسم معارفه نیم ساعت از حسین کعبی گفت؛ چون این افراد قدرشناس هستند و تاریخ قهرمانی فولاد را می شناسند که چطور رقم خورده است.

شما از معدود بازیکنان ایرانی هستید که تجربه حضور در لیگ انگلیس را دارید. چرا حضورتان کوتاه بود؟

در هر صورت فوتبال انگلیس شرایط خاص خودش را دارد و زمان ضروری است تا با محیط فوتبالی آنجا آشنا شویم. البته اگر مدیر وقت پرسپولیس آی تی سی من را زودتر ارسال می کرد می توانستم بیشتر برای لسترسیتی بازی کنم، اما تنگ نظری ها این فرصت را از من گرفت.

با توجه به فشردگی صدر جدول، فکر می کنید در لیگ برتر سال جاری چه تیمی قهرمان گردد؟

پرسپولیس تیم باشخصیتی نشان داده شده و برانکو یک بار دیگر احترام و عزت را به این تیم برگردانده است. پرسپولیس با وجود بسته بودن پنجره نقل وانتقالات کار بزرگی را انجام داد. طرفداران باید قدر برانکو، مرد باشخصیت فوتبال ایران را بدانند. به نظرم شانس پرسپولیس سال جاری هم از سایر رقبا بیشتر است.

درباره تیم ملی هم صحبت کنیم. صحبت از اتحاد ملی در آستانه جام ملت های آسیاست. فکر می کنید تیم ملی ایران بتواند طلسم 42 ساله را بشکند؟

اجازه دهید قبل از پاسخ سؤال شما عرض کنم مربیان تیم ملی از اتحاد و همدلی صحبت می نمایند، اما شما رفتارهایشان را در این چند ماه آنالیز کنید. مربی تیم ملی در استادیوم آزادی برای شکست پرسپولیس مشت گره می نماید. مربی دیگری از تیم ملی به خبرنگار حمله می نماید و هیچ اتفاقی رخ نمی دهد.

کارلوس کی روش بیانیه می دهد از تمامی مربیان تشکر می نماید، اما هیچ اسمی از علی کریمی و برانکو نمی آورد. این رفتار ها زشت است. همین مسائل رخ داد که الان ملاحظه می کنید بین مردم شور و نشاط ملی در آستانه جام ملت های آسیا وجود ندارد.

سرمربی تیم ملی به بازی های لیگ برتر اصلا توجهی ندارد و در واقع بی احترامی می نماید. آخرین باری که کی روش از نزدیک یک مسابقه فوتبال را تماشا کرد، هیچ کس یادش نیست. اما برای تیم ملی من بشخصه آرزوی پیروزیت می کنم، چون تیم ملی ایران ارث پدری هیچ کسی نیست و مربیان می آیند و می روند، اما تیم ملی همواره ماندنی است.

منبع: برترین ها

به "حسین کعبی؛ داستان قلیان، کارت قرمز و سکه" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "حسین کعبی؛ داستان قلیان، کارت قرمز و سکه"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید